کد خبر 123350
۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

مکتب امام(ره) اگر کم هم باشیم، مقاومت میکنیم

مکتب امام(ره)

اگر کم هم باشیم، مقاومت میکنیم

به گزارش خبرگزاری حیات، این یک سرمشقی است که از برای شما و ما که اگر عددمان هم کم بود باید باز استنکار کنیم برای اینکه یک کسی آمده است و سلطنت اسلامی ایران را گرفته است. جایی که باید امیرالمؤمنین)ع( بنشیند این نشسته، جایی که باید امام حسین (ع) بنشیند این نشسته، سلطنت دارد میکند به خیال خودش و اظهار اسلام هم میکند، یزید هم میکرد، معاویه هم میکرد، آنوقت جماعت هم خواندند، امام جماعت هم بودند. در مقابل یک کسی که مسند اسلام را غصب کرده است، حکومت اسلامی را غصب کرده، بر مقدرات مسلمین حکومت میخواهد بکند. اگر این خیانتکار هم نبود غاصب بود، غصب کرده بود مقام را، این مقام برای اشخاصی است که شرایطی دارد، اسلام شرایط معین کرده برای آنکسی که باید تکفل امور مسلمین را بکند. همانطوری که سیدالشهدا سلام ا... علیه تکلیف شرعی الهی میخواست عمل بکند، غلبه بکند تکلیف شرعی اش را عمل کرده، مغلوب هم بشود تکلیف شرعیاش را عمل کرده، قضیه تکلیف است، قضیه این است که مقابل یکنفری که دارد همه حیثیات اسلام و مسلمین را می برد و سلطه پیداکرده است بر مقدرات مسلمین و سلطه می دهد کفار را بر بلاد مسلمین، ارتش ایران را به دست مستشارهای آمریکا می سپارد، مخازن ایران را به جیب این و آن می کند، فرهنگ ایران را ضایع کرده، ایران به یک شکل نمونه درآمده یک همچو آدمی که بر مسندی نشسته است که باید مثل امام حسین سلام ا...علیه بنشیند، این استنکار لازم دارد، یعنی بر همه مردم لازم است که این را به او بگویند که بیا پایین از این مسند، همه مکلف هستند. مقاومت امام حسین(ع) سرمشقی برای ما اگر یک ملتی بخواهد مقاومت کند برای یک حرف حقی، باید از تاریخ استفاده کند، از تاریخ اسلام استفاده کند ببیند که در تاریخ ا اسلام چه گذشته و اینکه گذشته سرمشق است از برای ما. حضرت اسیدالشهدا(ع) با یک عدد کمی حرکت کردند و مقابل یزید که خوب یک حکومت قلدری بود، یک حکومت مقتدری بود و اظهار اسلام هم می کرد و از قوم و خویشهای خود اینها هم بود، در عین حالی که اظهار اسلام می کرد و حکومتش به خیال خودش حکومت اسلامی ا بوده، خلیفه رسول ا... به خیال خودش بود لکن اشکال این بود که یک آدم ظالمی است که بر مقدرات یک مملکت بدون حق تسلط پیداکرده است. اینکه حضرت ابی عبدا... علیه السلام نهضت کرد و قیام کرد با عدد کم در مقابل این، برای این که گفتند تکلیف من این است که استنکار کنم، نهی از منکر کنم. اگر یک حاکم ظالمی بر مردم مسلط شد، علماء ملت، دانشمندان ملت باید استنکار کنند، باید نهی از منکر کنند. در عین حالی که دانست، یعنی به حسب قواعد هم معلوم بود، به حسب قواعد هم یک عده کمی که آنوقتی که همراه ایشان همه باهم بودند، میگویند چهارهزار نفر بودند لکن شب هم آنها رفتند، یک عدد بسیار کم هفتاد، هشتادنفری، هفتاد و دو نفری ماندند، در عین حال او تکلیف میدید برای خودش که باید او با این قدرت مقاومت کند و کشته بشود تا به هم بخورد این اوضاع تا رسوا بکند این قدرت را با فداکاری خودش و این عده ای که همراه خودش بود. او دید که یک حکومت جائری است که بر مقدرات مملکت او سلطه پیداکرده است، تکلیف خودش را، تکلیف الهی خودش را تشخیص داد که باید نهضت کند و راه بیفتد برود و مخالفت بکند و اظهار مخالفت و استنکار بکند، هر چه خواهد شد. در عین حالی که به حسب قواعد معلوم بود که یک عدد اینقدری نمیتواند با آن عدهای که آنها دارند مقابله کند لکن تکلیف بود.(بیانات امام خمینی(ره) در مورد اهمیت و نتایج قیام ا... در پاریس در تاریخ 11 / 9/ 57 ، صحیفۀ نور جلد 4، ص 15 و 16 )